پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۴

رفتم به در خانه میخانه نشستم

آن توبهٔ سنگین به یکی جرعه شکستم

گر عاقل مخمور مرا خواند به مجنون

منعش مکن ای عاشق سرمست که هستم

در هر دو جهان غیر یکی را چو ندیدم

شک نیست که هم غیر یکی را نپرستم

سرمست شرابم نه که امروز چنینم

از روز ازل تا به ابد عاشق و مستم

در خواب گرفتم سر دستی که چه گویم

خوش نقش خیالیست که افتاد به دستم

گفتند که در کوی خرابات حضوریست

برخاستم و رفتم و آنجا بنشستم

سید کرمی کرد و مرا خواند به بنده

من هم کمر خدمت او چست ببستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۷۶در خرابات عشق سرمستم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷۷مدتی در به در به جان گشتم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ز نور روی او تابنده گشتم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷۹آتش عشقش خوشی افروختم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸۰مست می ملامتم نیست سر سلامتم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸۱من رند خراباتم ایمن ز کراماتم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸۲من به خدا که از خدا غیر خدا نمی خوهم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۳بگذر ز وجود و ز عدم هم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.