پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۸۳

بگذر ز وجود و ز عدم هم

بگذر ز حدوث وز قدم هم

در آب بشو کتاب معقول

بشکن تو دوات را قلم هم

رو دنیی و آخرت رها کن

تا نور نماند و ظلم هم

می نوش ز خم خسروانی

آخر چه کنی تو جام جم هم

آنجا که منم نه صبح و نه شام

نه روز و نه شب نه بیش و کم هم

میخانه اگر چه بیکران است

می نوش به قدر خویش هم هم

نعمت بگذار نعمت الله

از لا چه گشاید و نعم هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸۵آفتابست و سایه بان عالم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸۶گدای عشقم و سلطان عالم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸۷همچو ما کیست مست در عالم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸۸پیرهن گر کهنه گردد یوسف جان را چه غم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸۹با سر زلف بتی باز در افتاد دلم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۹۰در خرابات فنا جام بقا می نوشم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۹۱می عشقش به کام می نوشم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹۲منم که جام می ذوالجلال می نوشم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.