پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۰

در خرابات فنا جام بقا می نوشم

می عشقست به فرمان خدا می نوشم

جام می در کف و در کوی مغان می گردم

شادی ساقی باقی به صفا می نوشم

بر من عاشق سرمست حلال است مدام

دُرد دردی که به ازصاف دوا می نوشم

چشم سرمست خوشش جام میم می بخشد

نه شرابی که تو گوئی که چرا می نوشم

جرعه ای نوش نکردی ز می لعل لبش

تو چه دانی که من این می ز کجا می نوشم

توبه کردم که دگر توبه نخواهم کردن

گر خدا عمر دهد می ابدا می نوشم

نعمت اللهم و با ساقی سرمست حریف

باده از صدق و نه از روی و ریا می نوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹۲منم که جام می ذوالجلال می نوشم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۹۳سر کویت به همه ملک جهان نفروشم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۹۴دُرد دردش به ذوق می نوشم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹۵از جام وحدت سرخوشم هر دم مئی درمی کشم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹۶منم که عاشق دیدار یار خود باشم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۹۷میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۹۸ما اگر شاه اگر گدا باشیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹۹فاش شد نام ما که قلاشیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.