پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۷

میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم

نزدیک خداوندیم ما دور کجا باشیم

از دولت وصل او ما سلطنتی داریم

از حضرت آن سلطان مهجور کجا باشیم

تا ناظر او گشتیم منظور همه خلقیم

خود بی نظر لطفش منظور کجا باشیم

از نور جمال او روشن شده چشم ما

با چشم چنین روشن ما کور کجا باشیم

عرش است مقام ما در فرش کجا گنجیم

ما زنده جاویدیم در گور کجا باشیم

از علت امکانی دل صحبت کلی یافت

چون اوست طبیب ما رنجور کجا باشیم

آن سید سرمستان ساقی حریفان است

گر باده همی نوشیم معذور کجا باشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹۹فاش شد نام ما که قلاشیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ما چو در سایهٔ الطاف خدا می باشیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۰۱ما حلقه به گوش می فروشیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ما سلطنت فقر به عالم نفروشیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰۳علم توحید نیک می دانم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰۴من به جان دوستدار رندانم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰۵مطرب خوش نوای رندانم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰۶حضرتی غیر او نمی دانم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.