پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۶

منم که عاشق دیدار یار خود باشم

منم که والهٔ زلف نگار خود باشم

منم که سیدم و بندهٔ خداوندم

منم که دانه و دام شکار خود باشم

منم چو پرده و جانم امیر پرده نشین

منم که میر خود و پرده دار خود باشم

به هر کنار که باشم از این میان به یقین

چو نیک بنگرم اندر کنار خود باشم

به گرد کوه و بیابان دگر نخواهم گشت

به کنج دل روم و یار غار خود باشم

چرا جفا کشم از هر کسی درین غربت

به شهر خود روم و شهریار خود باشم

به غیر عشق مرا نیست کاری و باری

از آن مدام پی کار و بار خود باشم

از آنکه عاشق و معشوق نعمةاللهم

به گرد کار خود و کردگار خود باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹۸ما اگر شاه اگر گدا باشیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۹۹فاش شد نام ما که قلاشیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ما چو در سایهٔ الطاف خدا می باشیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰۱ما حلقه به گوش می فروشیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ما سلطنت فقر به عالم نفروشیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰۳علم توحید نیک می دانم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰۴من به جان دوستدار رندانم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰۵مطرب خوش نوای رندانم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.