پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰۴

من به جان دوستدار رندانم

عاشق روی باده نوشانم

به جز از عاشقی و می خواری

هیچ کار دگر نمی دانم

نوبتی توبه کردم از باده

مدتی شد کز آن پشیمانم

شعر مستانه ای همی گویم

غزلی عاشقانه می خوانم

دُرد دردش مدام می نوشم

یار و همدرد دردمندانم

بندهٔ حضرت خداوندم

پادشاه هزار سلطانم

سید مجلس خراباتم

ساقی بزم می پرستانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۰۶حضرتی غیر او نمی دانم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰۷بُود ممکن که من بی جان بمانم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۰۸چنان سرمست و شیدایم که پا از سر نمی‌دانم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰۹من ترک می و صحبت رندان نتوانم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱۰من ترک می و صحبت رندان نتوانم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱۱درد دل آمد که درمانت منم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۱۲غم مخور یارا که غمخوارت منم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۱۳دولت وصل یار می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.