پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱۳

دولت وصل یار می‌بینم

کام دل در کنار می‌بینم

همه روشن به نور او نگرم

گر یکی ور هزار می‌بینم

آنکه از چشم مردمست نهان

روشن و آشکار می‌بینم

هر خیالی که نقش می‌بندم

نور روی نگار می‌بینم

خانهٔ دل که رُفته‌ام از غیر

خلوت یار غار می‌بینم

این عجایب که دید یا که شنید

که یکی بی‌شمار می‌بینم

نعمت الله را چو می‌نگری

از نبی یادگار می‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱۵نقش عالم خیال می بینم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۱۶یار خود را به ناز می بینم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱۷نظری می‌کنم و وجه خدا می‌بینم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۱۸چشم مستت به خواب می‌بینم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱۹خیال روی تو دائم به خواب می‌بینم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۲۰هر چه بینم به نور او بینم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲۱ای عاشقان ای عاشقان من پیر را برنا کنم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲۲عاشق آن گلعذارم چون کنم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.