پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱۵

نقش عالم خیال می بینم

در خیال آن جمال می بینم

همه عالم چو مظهر عشقند

همه را بر کمال می بینم

ساغر باده ای که می نوشم

عین آب زلال می بینم

نور چشمست و در نظر دارم

از سر ذوق و حال می بینم

آینه پیش دیده می دارم

حسن او بی مثال می بینم

ترک رندی و عاشقی کردن

از دل خود محال می بینم

نعمت الله را چو می بینم

صورت ذوالجلال می بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱۷نظری می‌کنم و وجه خدا می‌بینم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۱۸چشم مستت به خواب می‌بینم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱۹خیال روی تو دائم به خواب می‌بینم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۲۰هر چه بینم به نور او بینم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۲۱ای عاشقان ای عاشقان من پیر را برنا کنم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۲۲عاشق آن گلعذارم چون کنم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲۳توبه از می کجا کنم نکنم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲۴من خلاف خدا کنم نکنم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.