پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱۷

نظری می‌کنم و وجه خدا می‌بینم

روی آن دلبر بی‌روی و ریا می‌بینم

بر جمالش همگی صورت جان می‌نگرم

وز کمالش همه تن لطف و وفا می‌بینم

نه به خود می‌نگرم صنع خدا تا دانی

بلکه من صنع خدا را به خدا می‌بینم

ترک آن قامت و بالاش نگویم به بلا

گرچه از قامت و بالاش بلا می‌بینم

مردم دیدهٔ ما غرقه به خون نظرند

هر طرف می‌نگرم چشمهٔ لا می‌بینم

صوفی صومعهٔ خلوت معنی شده‌ام

لاجرم صورت می صاف و صفا می‌بینم

جان سید شده آیینهٔ جانان به یقین

عشق داند ز کجا تا به کجا می‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱۹خیال روی تو دائم به خواب می‌بینم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۲۰هر چه بینم به نور او بینم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۲۱ای عاشقان ای عاشقان من پیر را برنا کنم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۲۲عاشق آن گلعذارم چون کنم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۲۳توبه از می کجا کنم نکنم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۲۴من خلاف خدا کنم نکنم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲۵عاشق مستم به کوی می فروشان می روم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲۶از جام عشقش مست مدامم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.