پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۲۲

عاشق آن گلعذارم چون کنم

همچو زلفش بیقرارم چون کنم

مبتلای درد بی درمان شدم

خستهٔ زار و نزارم چون کنم

روز و شب مستانه می نالم به سوز

چارهٔ دیگر ندارم چون کنم

من چو مجنونم ز لیلی مانده دور

می ندانم در چه کارم چون کنم

چون کنم درمان درد بی دوا

دردمند و دلفگارم چون کنم

با غم عشقش که شادی من است

روزگاری می گذارم چون کنم

نعمت الله را همی جویم به جان

تا دمی با او برآرم چون کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۲۴من خلاف خدا کنم نکنم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۲۵عاشق مستم به کوی می فروشان می روم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۲۶از جام عشقش مست مدامم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۲۷میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ما اگر شاه اگر گدا باشیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ما خدا چون شما نمی طلبیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۳۰خسته‌حالیم و ز زلف تو شفا می‌طلبیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳۱عجب است این که من ز من طلبم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.