پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳۰

خسته‌حالیم و ز زلف تو شفا می‌طلبیم

دردمندیم و ز وصل تو دوا می‌طلبیم

هرکسی را ز تو گر هست به نوعی طلبی

ما به هر وجه که هست از تو تو را می‌طلبیم

از خدا نعمت جنت طلبد زاهد و ما

به خدا گر ز خدا غیر خدا می‌طلبیم

آنکه ما می‌طلبیمش همه دانند ولیک

نیست ما را که بگوییم کرا می‌طلبیم

مشکل اینست که سعی طلب ما هرگز

نرسیده است بدان جای که ما می‌طلبیم

کیمیایی که مس قلب از او زر گردد

به یقین از نظر پاک شما می‌طلبیم

گر بقا می‌طلبی باش فنا چون سید

ما ز خود ناشده فانی چه بقا می‌طلبیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۳۲مجمع صاحبدلان زلف پریشان یافتم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۳۳قطب عالم روح اعظم یافتم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۳۴درد دل بردیم و درمان یافتیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۳۵درد دل بردیم و درمان یافتیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۳۶جان فدا کردیم و جانان یافتیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۳۷بی‌نشانی را نشانش یافتیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۳۸وقت ما خوش شد که ما ملک گدائی یافتیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳۹تا ز درد دل دوائی یافتیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.