پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳۴

درد دل بردیم و درمان یافتیم

نوش وصل از نیش هجران یافتیم

بندگی کردیم و سلطان را بسی

سلطنت از قرب سلطان یافتیم

از بر ما مدتی دل رفته بود

در سر زلف پریشان یافتیم

سر بیفکندیم و سردار آمدیم

جان فدا کردیم و جانان یافتیم

آنچه می جویند و می گویند آن

می طلب از ما که ما آن یافتیم

سالها در کنج دل ساکن شدیم

گنج او در کنج ویران یافتیم

نعمت الله را به دست آورده ایم

لاجرم نعمت فراوان یافتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۳۶جان فدا کردیم و جانان یافتیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۳۷بی‌نشانی را نشانش یافتیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۳۸وقت ما خوش شد که ما ملک گدائی یافتیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۳۹تا ز درد دل دوائی یافتیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۴۰نقد گنج عشق او در کنج دل ما یافتیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴۱مستیم و خراب و می پرستیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۴۲دل در آن زلف پرشکن بستیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۴۳رخت بربستیم و دل برداشتیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.