پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴۰

نقد گنج عشق او در کنج دل ما یافتیم

این سعادت بین که آن گمگشته را وایافتیم

تشنه بودیم و گرد بحر می گشتیم ما

تا که از عین یکی ماهفت دریا یافتیم

آفتاب روی او در دیدهٔ ما رو نمود

این چنین نور خوشی در چشم بینا یافتیم

در خرابات مغان عمری به سر آورده ایم

عاقبت ساقی سرمستی در آنجا یافتیم

نه به اشیا دیدهٔ ما دیده نور روی او

ما به نور روی او مجموع اشیا یافتیم

صورت زیبای اعیان مظهر اسمای اوست

خوانده ایم اسما تمام و یک مسما یافتیم

سید ما خوش در این دریای وحدت اوفتاد

عین او از ما بجو زیرا که آن ما یافتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴۲دل در آن زلف پرشکن بستیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴۳رخت بربستیم و دل برداشتیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۴۴مائیم که مظهر صفاتیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴۵نور او عین این و آن دیدیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۴۶ما زنگ ز آینه زدودیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴۷ما ز می شوق او عاشق و مست آمدیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۴۸مستانه ملک صورت و معنی به هم زدیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۴۹با خراباتئی در افتادیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.