پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴۷

ما ز می شوق او عاشق و مست آمدیم

بر سر کوی مغان باده پرست آمدیم

بیشتر از این ظهور ، خورده شراب طهور

ساقی ما گشته حور زان همه مست آمدیم

چون که بیامد چو جان ، دوست درآن لامکان

گفت به ما این زمان بهر نشست آمدیم

این دل ما خوش شده چون که رسید این خبر

چند روی در به در جام به دست آمدیم

چون که درون دلم گشت نهان دلبرم

گفت به ما این زمان دست به دست آمدیم

ساغر و ساقی ما جمله توئی والسلام

عشق نگوید تمام جمله ز هست آمدیم

دوست درین یک چله کرد چنین غلغله

جمله در آن سلسله عشق پرست آمدیم

هر سحری آن نگار برد مرا نزد یار

کرد مرا بی قرار نیست ز هست آمدیم

سید دریا شکاف شست فکنده به بحر

در طلب عشق او جمله به شست آمدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴۹با خراباتئی در افتادیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۰میخانهٔ ذوق درگشادیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ما آینه در نمد کشیدیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵۲بیا تا با تو ما همباز گردیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵۳هر آن نقشی که بر دیده کشیدیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۵۴تا مجرد از دل و از جان شدیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۵۵هر چه داریم ما از او داریم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۵۶هرچه داریم از خدا داریم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.