پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴۸

مستانه ملک صورت و معنی به هم زدیم

رندانه در قدم قدمی از عدم زدیم

ما را مسلم است دم از نیستی زدن

کز هستی وجود رقم بر عدم زدیم

پروانه وار کاغذ تن را بسوختیم

وز شمع عشق آتشی اندر قلم زدیم

گفتیم انا الحق و علم عالمی شدیم

منصور وار بر سر داری علم زدیم

ما عارفان سرخوش دلشاد عاشقیم

مستیم و لاابالی و غم را به هم زدیم

با جام می مدام حریفانه همدمیم

مستانه زان مدام ز میخانه دم زدیم

در دیده روی ساقی و بر دست جام می

شادی روی سید خود جام جم زدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۰میخانهٔ ذوق درگشادیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ما آینه در نمد کشیدیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۲بیا تا با تو ما همباز گردیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵۳هر آن نقشی که بر دیده کشیدیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵۴تا مجرد از دل و از جان شدیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۵۵هر چه داریم ما از او داریم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۵۶هرچه داریم از خدا داریم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۵۷عشق او در میان جان داریم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.