پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۷

عشق او در میان جان داریم

لذت عمر جاودان داریم

تا گرفتیم آن میان به کنار

هرچه داریم در میان داریم

عاقل این دارد و ندارد آن

عاشقانیم و این و آن داریم

می رود آب چشم ما هر سو

در نظر بحر بیکران داریم

خبر عاشقان ز ما می جو

که خبر ما ز عاشقان داریم

آفتابیست درنظر پیدا

نورش از دیده چون نهان داریم

نعمت الله به ما نشانی داد

این چنین نام از آن نشان داریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۹ما با تو به جز یاری داریم نداریم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰گر دست دهد دامن دلبر نگذاریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱خیزید که تا جام شرابی به کف آریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲نقش خیال رویش بر دیده می نگاریم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳ما عاشق چشم مست یاریم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴دایم به خیال آن نگاریم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ما به لطف پادشه مستظهریم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ما عاشق رند دلپذیریم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.