پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۲

نقش خیال رویش بر دیده می نگاریم

درخلوتی چنین خوش پیوسته با نگاریم

جام شراب نوشیم شادی روی ساقی

رندیم و لاابالی کاری دگر نداریم

گر شاهدی بیابیم لعل لبش ببوسیم

مستانه در خرابات با او دمی برآریم

جان شد قبول جانان شکرش نهاده برجان

یک جان چه باشد ای جان ، صد جان به او سپاریم

عشق است باقی ای دل باقی همه حکایت

ما عمر خویشتن را ضایع نمی گذاریم

خمخانه ایست معمور در وی شراب راوق

از بهر باده نوشان پیمانه میشماریم

هر عارفی که بینیم دایم امیدوار است

از ذوق نعمت الله ما نیز امیدواریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴دایم به خیال آن نگاریم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ما به لطف پادشه مستظهریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ما عاشق رند دلپذیریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷ما خراباتیان جان بازیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۸اجازت گر دهد دلبر به پای او سر اندازیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۹جان و دل ایثار جانان کرده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷۰این عنایت بین که ما دربارهٔ جان کرده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷۱جان فدای عشق جانان کرده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.