پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷۱

جان فدای عشق جانان کرده‌ایم

این عنایت بین که با جان کرده‌ایم

تا نبیند چشم نامحرم رُخش

روی او از غیر پنهان کرده‌ایم

طعن‌ها بر حال مخموران زدیم

آفرین بر جان مستان کرده‌ایم

دُردی دردش فراوان خورده‌ایم

درد دل را نیک درمان کرده‌ایم

گنج او در کنج ویران یافتیم

لاجرم گنجینه ویران کرده‌ایم

عقل هندو دردسر می‌داد و ما

خانه‌اش ترکانه تالان کرده‌ایم

تا مگر آن زلف او آید به دست

مجمع جمعی پریشان کرده‌ایم

مذهب رندان طریق عاشقی است

اختیار راه رندان کرده‌ایم

نعمت الله را به سید خوانده‌ایم

نسبت او را به جانان کرده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷۳نور او در چشم بینا دیده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷۴عشق او در بحر و در بر دیده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷۵روشنی چشم جان ازنور جانان دیده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷۶تا به نور روی خوب او جمالش دیده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷۷یک نظر از اهل دل تا دیده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۷۸تا خیال روی او در آب دیده دیده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷۹تا بیانش در کنار آورده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸۰درس عشق از دفتر جان خوانده ایم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.