پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷۵

روشنی چشم جان ازنور جانان دیده ایم

این چنین نور خوشی در دیدهٔ جان دیده ایم

صورت و معنی عالم را به ما بنموده اند

جمله یک معنی و صورت را فراوان دیده ایم

این و آن را مخزن گنج الهی یافتیم

عارفانه گنج او در کنج ویران دیده ایم

همچو رندان سر به پای خم می بنهاده ایم

لذت عمر خوشی از ذوق مستان دیده ایم

دیدهٔ باریک بین ما چو رویش دیده است

در سواد کفر زلفش نور ایمان دیده ایم

غیر او نقش خیال می نماید در نظر

این به چشم ما نماید زانکه ما آن دیده ایم

ما خراباتی و رند و عاشق و میخواره ایم

نعمت الله را امیر بزم رندان دیده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷۷یک نظر از اهل دل تا دیده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷۸تا خیال روی او در آب دیده دیده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷۹تا بیانش در کنار آورده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸۰درس عشق از دفتر جان خوانده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸۱در خرابات مغان مست و خراب افتاده‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸۲مست و رند و لاابالی در جهان افتاده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۸۳ما دم از عشق در قدم زده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸۴دردمندیم و به امید دوا آمده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.