پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷۴

عشق او در بحر و در بر دیده ایم

نور او در خشک و در تر دیده ایم

چشم ما روشن به نور او بود

روی او چون ماه انور دیده ایم

گرچه هر دم می نماید صورتی

معنی اینها مکرر دیده ایم

در همه آئینه دیدیم آن یکی

دیده ایم و بار دیگر دیده ایم

هر گدائی را که می بینیم ما

پادشاه تاج بر سر دیده ایم

گر خبر از غیر می پرسی مپرس

زانکه ما خود غیر کمتر دیده ایم

سید ما نور چشم ما بود

نور آن پاکیزه منظر دیده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷۶تا به نور روی خوب او جمالش دیده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷۷یک نظر از اهل دل تا دیده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷۸تا خیال روی او در آب دیده دیده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷۹تا بیانش در کنار آورده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸۰درس عشق از دفتر جان خوانده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸۱در خرابات مغان مست و خراب افتاده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۸۲مست و رند و لاابالی در جهان افتاده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸۳ما دم از عشق در قدم زده ایم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.