پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷۳

نور او در چشم بینا دیده ایم

در همه آئینه او را دیده ایم

آب چشم ما به هر سو رو نهاد

چشمه ای را عین دریا دیده ایم

دیده ایم آئینهٔ گیتی نما

نور او در جمله اشیا دیده ایم

عشق را جائی معین هست نیست

جای آن بی جا به هر جا دیده ایم

بر در میخانه مست افتاده ایم

جنت الماوای خود را دیده ایم

نور رویش روشنی چشم ماست

روشنست این چشم ما ، ما دیده ایم

نعمت الله را به ما سید نمود

این نظر از حق تعالی دیده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷۵روشنی چشم جان ازنور جانان دیده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷۶تا به نور روی خوب او جمالش دیده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷۷یک نظر از اهل دل تا دیده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷۸تا خیال روی او در آب دیده دیده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷۹تا بیانش در کنار آورده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸۰درس عشق از دفتر جان خوانده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۸۱در خرابات مغان مست و خراب افتاده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸۲مست و رند و لاابالی در جهان افتاده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.