پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۱

خیزید که تا جام شرابی به کف آریم

این یک دو نفس عمر به ضایع نگذاریم

یک دم که ز ما فوت شود بی می و معشوق

شک نیست که آن دم ز خیالش نگذاریم

هر جام پر از می که بیابیم بنوشیم

با همنفسی عمر عزیزش به سر آریم

جان در تن ما عشق نهاده به امانت

امید که بر خاک در او بسپاریم

بزمیست ملوکانه و رندان همه سرمست

گر باده ننوشیم در اینجا به چه کاریم

آن عهد که با ساقی سرمست ببستیم

تا روز قیامت به همان قول و قراریم

روشن شده ازنور رخش دیدهٔ سید

خوش نقش خیالی است که بر دیده نگاریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳ما عاشق چشم مست یاریم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴دایم به خیال آن نگاریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ما به لطف پادشه مستظهریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ما عاشق رند دلپذیریم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷ما خراباتیان جان بازیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۸اجازت گر دهد دلبر به پای او سر اندازیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۹جان و دل ایثار جانان کرده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷۰این عنایت بین که ما دربارهٔ جان کرده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.