پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۰

گر دست دهد دامن دلبر نگذاریم

سر در قدمش باخته جان را بسپاریم

خیزید که تا گرد خرابات برآئیم

باشد که دمی جام شرابی به کف آریم

گر یک نفسی فوت شود بی می و ساقی

ما آن نفس از عمر عزیزش نشماریم

عشقش نه نگاریست که بر دست توان بست

آن نقش خیالی است که بر دیده نگاریم

درگوشهٔ میخانه حریفان همه جمعند

گر باده ننوشیم در اینجا به چه کاریم

ای واعظ مخمور مده پند به مستان

ما مذهب خود را به حکایت نگذاریم

آن عهد که با سید سرمست ببستیم

تا روز قیامت به همان عهد و قراریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲نقش خیال رویش بر دیده می نگاریم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳ما عاشق چشم مست یاریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴دایم به خیال آن نگاریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ما به لطف پادشه مستظهریم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ما عاشق رند دلپذیریم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷ما خراباتیان جان بازیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۸اجازت گر دهد دلبر به پای او سر اندازیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۹جان و دل ایثار جانان کرده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.