پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۳

ما عاشق چشم مست یاریم

آشفتهٔ زلف بیقراریم

سرمست می الست عشقیم

شوریدهٔ چشم پر خماریم

آئینهٔ روشن ضمیریم

خورشید منیر بی غباریم

پرگار وجود کایناتیم

هر چند که نقطه را نگاریم

هر دم که نفس ز خود برآریم

جانی به جهانیان سپاریم

در هر دو جهان یکیست موجود

باقی همه صورت نگاریم

یک باده و صد هزار جام است

ما جمله یکیم اگر هزاریم

سیمرغ هوای قاف قربیم

شهباز فضای برج یاریم

دُریم و لیک در محیطیم

بحریم ولیک درگذاریم

تا واصل ذات عشق گشتیم

در هر صفتی دمی برآریم

دریاب رموز نعمت الله

پنهان چه کنیم آشکاریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ما به لطف پادشه مستظهریم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ما عاشق رند دلپذیریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷ما خراباتیان جان بازیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۸اجازت گر دهد دلبر به پای او سر اندازیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۹جان و دل ایثار جانان کرده‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۷۰این عنایت بین که ما دربارهٔ جان کرده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷۱جان فدای عشق جانان کرده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷۲باز هوای تو هوس کرده ایم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.