پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۸

اجازت گر دهد دلبر به پای او سر اندازیم

سر اندازیم در پایش بپا انداز جانبازیم

خیال نقش روی او همیشه در نظر داریم

نمی بینیم جز رویش به غیر او نپردازیم

میان ما و او سریست غیر ما نمی داند

رقیبان غافلند از ما که چون محرم رازیم

اگر جانان بفرماید که جان و تن براندازیم

به جان او که این هر دو حجاب از رو بر اندازیم

نگار نازنین ما اگر نازی کند باری

نیازاریم ما ازجان به پیش ناز او نازیم

در آ در بحر ما با ما که ما موجیم و او دریا

به عینه ما یکی باشیم به اسم و رسم می نازیم

بیا ای سید مستان که ما رندان خوش باشیم

بیاور ساغر پر می که با وی نیک دمسازیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷۰این عنایت بین که ما دربارهٔ جان کرده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷۱جان فدای عشق جانان کرده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷۲باز هوای تو هوس کرده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷۳نور او در چشم بینا دیده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷۴عشق او در بحر و در بر دیده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۷۵روشنی چشم جان ازنور جانان دیده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷۶تا به نور روی خوب او جمالش دیده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷۷یک نظر از اهل دل تا دیده ایم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.