پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۸

اگر رندی و می نوشی بیا میخانه ای داریم

و گر تو عشق می بازی نکو جانانه ای داریم

اگر از عقل می پرسی ندارد نزد ما قدری

وگر مجنون همی جوئی دل دیوانه ای داریم

درین خلوتسرای دل نشسته دلبری با ما

هزاران جان فدای او که خوش میخانه ای داریم

تو گر گنجی همی جوئی در آ در کنج دل با ما

که گنج ما بود معمور و در ویرانه ای داریم

همه غرقیم و سرگردان درین دریای بی پایان

ولیکن هر یکی از ما نکو دُردانه ای داریم

چنین جائی که ما داریم به نزد او چه خواهد بود

برای شمع عشق او عجب پروانه ای داریم

خراباتست و ما سرمست و سید جام می بر دست

درین میخانهٔ باقی ، می مستانه ای داریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰گر دست دهد دامن دلبر نگذاریم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱خیزید که تا جام شرابی به کف آریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲نقش خیال رویش بر دیده می نگاریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳ما عاشق چشم مست یاریم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴دایم به خیال آن نگاریم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ما به لطف پادشه مستظهریم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ما عاشق رند دلپذیریم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷ما خراباتیان جان بازیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.