پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۲

بیا تا با تو ما همباز گردیم

به شهر خویشتن هم باز گردیم

چو شهباز آمدیم از حضرت شاه

بیا تا نزد آن شهباز گردیم

پَر و بالی برآریم از حقیقت

بر اوج لامکان پَرباز گردیم

فدای او شویم از خود به کلی

بر اوج عشق او جانباز گردیم

چو ما آن خاک آن گوئیم زین ره

غبار او شویم و باز گردیم

درین ره مدتی رفتیم بی خود

روا نبود که خود ما باز گردیم

ندیم سیدیم و همدم او

از این همدم کجا ما باز گردیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۴تا مجرد از دل و از جان شدیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۵هر چه داریم ما از او داریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۶هرچه داریم از خدا داریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵۷عشق او در میان جان داریم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵۸اگر رندی و می نوشی بیا میخانه ای داریم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۵۹ما با تو به جز یاری داریم نداریم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰گر دست دهد دامن دلبر نگذاریم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱خیزید که تا جام شرابی به کف آریم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.