پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴۹

با خراباتئی در افتادیم

در خرابات با سر افتادیم

بارها اوفتاده ایم اینجا

آخر عمر دیگر افتادیم

دل به دریا فتاد و ما در پی

سرخوشانیم خوشتر افتادیم

در می افتاده ایم رندانه

چه توان کرد چون درافتادیم

عاشق مست باده بر کف دست

بار از خانمان درافتادیم

دست داریم و سرفدا کردیم

نیک در پای دلبر افتادیم

خوش مقامی است بر در خمار

نکنی عیب ما گر افتادیم

عود دل سوختیم در مجمر

همچو آتش به مجر افتادیم

سید عاشقان دور قمر

بی تکلف که در خور افتادیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ما آینه در نمد کشیدیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۲بیا تا با تو ما همباز گردیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۳هر آن نقشی که بر دیده کشیدیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵۴تا مجرد از دل و از جان شدیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵۵هر چه داریم ما از او داریم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۵۶هرچه داریم از خدا داریم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۵۷عشق او در میان جان داریم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۵۸اگر رندی و می نوشی بیا میخانه ای داریم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.