پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۲۷

میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم

نزدیک خداوندیم ما دور کجا باشیم

از دولت وصل او ما سلطنتی داریم

از حضرت آن سلطان مهجور کجا باشیم

تا ناظر او گشتیم منظور همه خلقیم

خود بی نظر لطفش منظور کجا باشیم

از نور جمال او روشن شده چشم ما

با چشم چنین روشن ما کور کجا باشیم

عرش است مقام ما در فرش کجا گنجیم

ما زندهٔ جاویدیم در گور کجا باشیم

از علت امکانی دل صحت کلی یافت

چون اوست طبیب ما رنجور کجا باشیم

آن سید سرمستان ساقی حریفان است

گر باده همی نوشیم معذور کجا باشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ما خدا چون شما نمی طلبیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۳۰خسته‌حالیم و ز زلف تو شفا می‌طلبیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۳۱عجب است این که من ز من طلبم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۳۲مجمع صاحبدلان زلف پریشان یافتم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۳۳قطب عالم روح اعظم یافتم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۳۴درد دل بردیم و درمان یافتیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۳۵درد دل بردیم و درمان یافتیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳۶جان فدا کردیم و جانان یافتیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.