پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۲۶

از جام عشقش مست مدامم

ایمن ز خاصم فارغ ز عامم

ساقی ذوقش با دل حریفست

جانان شرابست جانست جامم

گر عشق بازی از من بیاموز

ور ذوق خواهی می خوان کلامم

در زهد اگر چه کامل نباشم

در عشقبازی رند تمامم

تا بنده گشتم تابنده گشتم

سلطان عشقش از جان غلامم

بی عشق جانان جانم چه باشد

بی درد دل من آخر کدامم

باده به پاداش ما را حلال است

بی عشق سید آب است حرامم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ما اگر شاه اگر گدا باشیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ما خدا چون شما نمی طلبیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۳۰خسته‌حالیم و ز زلف تو شفا می‌طلبیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۳۱عجب است این که من ز من طلبم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۳۲مجمع صاحبدلان زلف پریشان یافتم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۳۳قطب عالم روح اعظم یافتم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۳۴درد دل بردیم و درمان یافتیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳۵درد دل بردیم و درمان یافتیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.