پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۲۵

عاشق مستم به کوی می فروشان می روم

ساقی رندم به سوی باده نوشان می روم

کوزهٔ می دارم و رندانه می گردم روان

عقل را بگذاشتم نزدیک مستان می روم

نقطه در دایره بنمود خوش دوری تمام

من که پرگار ویم بر گرد گردان می روم

سایهٔ نور خدایم می روم از جا به جا

یا چو خورشیدی که در عالم بدینسان می روم

گر نباشد صومعه ، میخانه خود جای منست

پادشاهم هر کجا خواهم چو سلطان می روم

نالهٔ زارم شنو کاین نالهٔ درد دل است

درد دل بردم بسی این دم به درمان می روم

گوئیا من جامم و در دور می گردم به عشق

لب نداده بر لب دلدار بوسان می روم

الصلا ای عاشقان با من که همره می شود

بلبل مستم روان سوی گلستان می روم

جام می شادی جان نعمت الله می خورم

با حریفان خوش روان در خلوت جان می روم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۲۷میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ما اگر شاه اگر گدا باشیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ما خدا چون شما نمی طلبیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۳۰خسته‌حالیم و ز زلف تو شفا می‌طلبیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۳۱عجب است این که من ز من طلبم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۳۲مجمع صاحبدلان زلف پریشان یافتم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۳۳قطب عالم روح اعظم یافتم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳۴درد دل بردیم و درمان یافتیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.