پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۲۴

من خلاف خدا کنم نکنم

غیبت مصطفی کنم نکنم

سنت مصطفی چو جان منست

ترک سنت چرا کنم نکنم

دامن انقیاد حضرت او

تا قیامت رها کنم نکنم

کشته عشقش مرا به تیغ جفا

طلب خونبها کنم نکنم

درد دل چون دوای درد دلست

به از اینش دوا کنم نکنم

عشق جانان که جان من به فداش

از دل خود جدا کنم نکنم

در شهادت چو شاهد غیب است

طرد عینی چرا کنم نکنم

نکنم توبه از می و ساقی

جز هوایش هوا کنم نکنم

سید من چو بر صواب بود

بنده هرگز خطا کنم نکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۲۶از جام عشقش مست مدامم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۲۷میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ما اگر شاه اگر گدا باشیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ما خدا چون شما نمی طلبیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۳۰خسته‌حالیم و ز زلف تو شفا می‌طلبیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۳۱عجب است این که من ز من طلبم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۳۲مجمع صاحبدلان زلف پریشان یافتم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳۳قطب عالم روح اعظم یافتم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.