پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱۲

غم مخور یارا که غمخوارت منم

این جهان و آن جهان یارت منم

بر سر بازار ملک کائنات

اول و آخر خریدارت منم

رو به داروخانه و درد من آر

چون شفای جان بیمارت منم

گر به دوزخ می کشندت خوش برو

چون که در آتش نگهدارت منم

ور به جنت می روی بی ما مرو

چون فروغ باغ و گلزارت منم

یک دو روزی هر کجا خواهی برو

بازگشت آخر کارت منم

هاتفی از غیب می داد این ندا

نعمت اللها طلبکارت منم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱۴به عشق چشم بیمارت دلم بیمار می‌بینم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۱۵نقش عالم خیال می بینم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱۶یار خود را به ناز می بینم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۱۷نظری می‌کنم و وجه خدا می‌بینم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱۸چشم مستت به خواب می‌بینم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱۹خیال روی تو دائم به خواب می‌بینم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲۰هر چه بینم به نور او بینم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲۱ای عاشقان ای عاشقان من پیر را برنا کنم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.