پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰۱

ما حلقه به گوش می فروشیم

ما مست و خراب و باده نوشیم

ز اسرار الست در سماعیم

وز جام بلاش در خروشیم

هر دم به هوای آتش دل

چون بحر به خویشتن بجوشیم

یک جرعه ز دُرد درد عشقش

والله اگر به جان فروشیم

می نوش تو پند و باده می نوش

ز آن ساغر و خم که ما سبوشیم

گر دُرد دهد به ما و گر صاف

شادی روان او بنوشیم

سید چو نگار ساقی ماست

شاید که به می خوری بکوشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۰۳علم توحید نیک می دانم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰۴من به جان دوستدار رندانم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۰۵مطرب خوش نوای رندانم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰۶حضرتی غیر او نمی دانم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰۷بُود ممکن که من بی جان بمانم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰۸چنان سرمست و شیدایم که پا از سر نمی‌دانم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰۹من ترک می و صحبت رندان نتوانم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۱۰من ترک می و صحبت رندان نتوانم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.