پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۲

منم که جام می ذوالجلال می نوشم

همیشه بادهٔ عشق جمال می نوشم

مدام همدم جام شراب عشق ویم

می محبت او بر کمال می نوشم

چو من ز روز ازل مست ورند و قلاشم

عجب مدار که می لایزال می نوشم

بنوش دُردی دردش که نوش جانت باد

که من به عشق چو آب زلال می نوشم

هزار ساغر می نوش می کنم به دمی

هنوز می طلبم بی ملال می نوشم

خیال ماضی و مستقبلم نمی باشد

ز جام عشق می ذوق حال می نوشم

مدام ساقی سرمست نعمت اللهم

به شادی رخ او می حلال می نوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹۴دُرد دردش به ذوق می نوشم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۹۵از جام وحدت سرخوشم هر دم مئی درمی کشم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۹۶منم که عاشق دیدار یار خود باشم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹۷میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹۸ما اگر شاه اگر گدا باشیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۹۹فاش شد نام ما که قلاشیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ما چو در سایهٔ الطاف خدا می باشیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰۱ما حلقه به گوش می فروشیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.