پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۱

می عشقش به کام می نوشم

دُرد دردش تمام می نوشم

در خرابات عشق مست و خراب

باده ای با قوام می نوشم

نوش جانم که باده ایست حلال

نه شراب حرام می نوشم

عاشقانه حریف خمارم

صبح تا شام جام می نوشم

شادی روی ساقی وحدت

ساغر می مدام می نوشم

رندم و می پرست و مستانه

دم به دم می بکام می نوشم

سید بزم باده نوشانم

گرچه می با غلام می نوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹۳سر کویت به همه ملک جهان نفروشم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۹۴دُرد دردش به ذوق می نوشم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۹۵از جام وحدت سرخوشم هر دم مئی درمی کشم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹۶منم که عاشق دیدار یار خود باشم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹۷میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۹۸ما اگر شاه اگر گدا باشیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۹۹فاش شد نام ما که قلاشیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ما چو در سایهٔ الطاف خدا می باشیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.