پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۹

آتش عشقش خوشی افروختم

نام و ننگ و نیک و بد را سوختم

سوختم پروانهٔ جان و دلم

شمع جمع عاشقان افروختم

خرقهٔ ناموس بدریدم دگر

جامهٔ رندانه ای بردوختم

گوهری بخریدم از صراف عشق

نقد و نسیه در بها بفروختم

عالم عشقم چو من عالم کجاست

عالمی را علم عشق آموختم

نعمت الله حاصل عمر من است

حاصل عمر خوشی اندوختم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸۱من رند خراباتم ایمن ز کراماتم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸۲من به خدا که از خدا غیر خدا نمی خوهم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸۳بگذر ز وجود و ز عدم هم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸۴غیر او با او نگنجد در دلم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸۵آفتابست و سایه بان عالم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸۶گدای عشقم و سلطان عالم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸۷همچو ما کیست مست در عالم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۸پیرهن گر کهنه گردد یوسف جان را چه غم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.