پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۸

ز نور روی او تابنده گشتم

امیر و سیدم تابنده گشتم

به جانان جان خود تسلیم کردم

به عمر جاودان پاینده گشتم

اگر چه غم بسی خوردم ز هجرش

به یُمن وصل او فرخنده گشتم

شدم کشته به تیغ عشق لیکن

شهادت یافتم دل زنده گشتم

ز نور آفتاب سید خود

چو ماه چارده تابنده گشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸۰مست می ملامتم نیست سر سلامتم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸۱من رند خراباتم ایمن ز کراماتم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸۲من به خدا که از خدا غیر خدا نمی خوهم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸۳بگذر ز وجود و ز عدم هم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸۴غیر او با او نگنجد در دلم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸۵آفتابست و سایه بان عالم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸۶گدای عشقم و سلطان عالم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۷همچو ما کیست مست در عالم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.