پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۱

اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویم

چنان مستم که از مستی نمی دانم چه می گویم

منم مطلوب و هم طالب که خود از خود طلبکارم

مکرم کرده ام خود را که خود را با تو می جویم

اگر نه ساقی مستم چرا جویای رندانم

و گر نه ذوق می دارم چرا میخانه می پویم

اسیر میفروشانم که رندانند غلامانم

امیر حضرت جانم که شاهانند آنجویم

نکو آئینه ای دارم که حسن او در آن پیداست

بدی من مگو عاقل اگر گویم که نیکویم

خیال غیر اگر بینم که نقشی می زند بر آب

به آب دیدهٔ ساغر خیالش را فرو شویم

اگر یار خوشی جوئی که با وی صحبتی داری

به یاد نعمت الله جو در این دوران که من اویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۷۳به حمدالله که من امروز از بند بلا جستم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷۴رفتم به در خانه میخانه نشستم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷۵شکر گویم که توبه بشکستم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷۶در خرابات عشق سرمستم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷۷مدتی در به در به جان گشتم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ز نور روی او تابنده گشتم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷۹آتش عشقش خوشی افروختم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۰مست می ملامتم نیست سر سلامتم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.