پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۲

می خوردم و از خمار رستم

مخمور نیم که مست مستم

در کوی فنا فتاده بودم

ساقی باقی گرفت دستم

رندانه حریف می فروشم

می خوردم و توبه را شکستم

در دیر مغان ندیم عشقم

زُنار ز زلف یار بستم

خورشیدم و سایه می نمایم

این خرقه نگر که نیست هستم

شادی روان نعمت الله

می خوردم و از خمار رستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۷۴رفتم به در خانه میخانه نشستم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷۵شکر گویم که توبه بشکستم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷۶در خرابات عشق سرمستم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷۷مدتی در به در به جان گشتم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ز نور روی او تابنده گشتم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷۹آتش عشقش خوشی افروختم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸۰مست می ملامتم نیست سر سلامتم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۱من رند خراباتم ایمن ز کراماتم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.