پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۰

سخنی خوش به ذوق می گویم

یاری از اهل ذوق می جویم

بزم عشق است و خرقهٔ سالوس

عاشقانه مدام می شویم

عشق و معشوق و عاشق خویشم

لاجرم غیر خود نمی پویم

من و او و تو چون یگانه شدیم

تو منی ای عزیز من اویم

آفتابی در آینه بنمود

روشن از نور روی مه رویم

روح قدسی خموش خواهد بود

در مقامی که من سخن گویم

یک زمان سیدم دمی بنده

گاه سلطان و گاه انجویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۷۲می خوردم و از خمار رستم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷۳به حمدالله که من امروز از بند بلا جستم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷۴رفتم به در خانه میخانه نشستم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷۵شکر گویم که توبه بشکستم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷۶در خرابات عشق سرمستم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷۷مدتی در به در به جان گشتم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ز نور روی او تابنده گشتم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷۹آتش عشقش خوشی افروختم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.