پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۶۹

غرقهٔ آب و آب می جویم

در تحیر که بحر یا جویم

این عجب بین که عاشق خویشم

عین مطلوب و طالب اویم

پیر خمارم و به جرعهٔ می

خرقهٔ خود مدام می شویم

در خرابات عشق مست و خراب

سخن عاشقانه می گویم

آمدم مست بر سر میدان

عشق چوگان و عالمی گویم

بلبل گلستان معشوقم

گل گلزار عشق می بویم

نعمت الله حق است از آن شب و روز

من حق خویشتن از او جویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۷۱اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷۲می خوردم و از خمار رستم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷۳به حمدالله که من امروز از بند بلا جستم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷۴رفتم به در خانه میخانه نشستم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷۵شکر گویم که توبه بشکستم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷۶در خرابات عشق سرمستم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷۷مدتی در به در به جان گشتم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ز نور روی او تابنده گشتم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.