پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۶۳

عاشق روی نازنین توام

والهٔ زلف عنبرین توام

من اگر کافرم اگر مومن

در همه کیشها به دین توام

به یقین جان بی گمان منی

بی گمان عاشق یقین توام

عشق تو شمع و من چو پروانه

سوختهٔ عشق آتشین توام

گر به میخانه ور بکعبه روم

در همه جای همنشین توام

تو مرا برگزیدی از دو جهان

من به جان عاشق گزین توام

صورت جان توئی و معنی دل

من هم آن تو و هم این توام

هر چه دارم همه امانت تواست

بسیارم چو من امین توام

گنج اسما به من تو بخشیدی

نعمت الله و نور دین توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶۵داریم نگاری به کمالی که چه گویم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۶۶بنمود جمالی به کمالی که چه گویم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۶۷نازی است از آن جانب و نازی که چه گویم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۶۸داریم حضوری و سرابی که چه گویم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۶۹غرقهٔ آب و آب می جویم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷۰سخنی خوش به ذوق می گویم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷۱اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷۲می خوردم و از خمار رستم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.