پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۷

خوش حیاتی که پیش او میرم

چون بمیرم به کیش او میرم

عشق او شمع و من چو پروانه

گرچه سوزد که در برش گیرم

گر زند ور نوازدم چون نی

بجز از ناله نیست تدبیرم

دوش دیدم خیال او درخواب

لطفش امروز کرده تعبیرم

سروری بر همه توانم کرد

من چو در پای میر خود میرم

چون توانم که عذر او خواهم

که سراپا تمام تقصیرم

هرچه گویم ز خود نمی گویم

نعمت الله کرده تقدیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹در همه آینه یکی نگرم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰جام گیتی نماست در نظرم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱خبر از دل اگر پرسی منم کز دل خبر دارم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲عشق او در میان جان دارم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵۳هر چه خواهی بجو که آن داریم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۴خوش خیالی را به خوبی دیده ام
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۵نیم شب خوش آفتابی دیده ام
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۶تا جمالش در تجلی دیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.