پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۶

شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم

همچو پروانه به عشق آیم و در برگیرم

تا کنم مجلس عشاق منور چون شمع

از سرم تا به قدم سوزد و خوشتر گیرم

من که بیمار تو ام گر قدمی رنجه کنی

باز خوشدل شوم و زندگی از سرگیرم

دامن دولت وصل تو اگر دست دهد

دل فدا کرده و جان داده به بر درگیرم

گر حجابی است میان من و تو جان عزیز

حکم فرما که روانش ز میان برگیرم

مدتی شد که ره عقل همی پیمایم

وقت آمد که ز عشقت ره دیگر گیرم

همچو سید به سراپردهٔ میخانه روم

ترک این زهد ریائی مکدر گیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸هر کجا حسن خوشی می نگرم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹در همه آینه یکی نگرم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰جام گیتی نماست در نظرم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱خبر از دل اگر پرسی منم کز دل خبر دارم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲عشق او در میان جان دارم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۳هر چه خواهی بجو که آن داریم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۴خوش خیالی را به خوبی دیده ام
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۵نیم شب خوش آفتابی دیده ام
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.