پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۳

عشق او هر ساعتی بنوازدم

هر نفس سازی دگر می سازدم

گوئیا من چنگم اندر چنگ او

گه زند گاهی خوشی بنوازدم

تا ز ما شوری در اندازد به ما

چون نمک در آب خوش بگذاردم

چون جمال حسن عشق آمد پدید

صورت و معنی به هم بطرازدم

روز و شب در عرصهٔ میدان دل

توسن عشقش روان می تازدم

کار دل بالاتر از بالا شود

گرد می با کار دل پردازدم

جان سید شد قبول عشق او

مقبلانه جان از آن میبازدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۵بیا و همدم ما شو به عشق او یک دم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷خوش حیاتی که پیش او میرم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸هر کجا حسن خوشی می نگرم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹در همه آینه یکی نگرم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰جام گیتی نماست در نظرم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱خبر از دل اگر پرسی منم کز دل خبر دارم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲عشق او در میان جان دارم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.