پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۴

آتش عشق تو جان می سوزدم

هر نفس کون و مکان می سوزدم

عود دل در مجمر سینه به عشق

خوش همی سوزم چو آن می سوزدم

مهر تو شمعی و دل پروانه ای

بی محابا خوش روان می سوزدم

معنی عشق تو بر زد آتشی

صورت پیر و جوان می سوزدم

پختگان دانند حال سوز من

کآتش عشقت چه سان می سوزدم

در میان آبم و آتش چو شمع

آشکارم او نهان می سوزدم

ساز سید سوز دل باشد از آن

آتش عشق فلان می سوزدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷خوش حیاتی که پیش او میرم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸هر کجا حسن خوشی می نگرم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹در همه آینه یکی نگرم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰جام گیتی نماست در نظرم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱خبر از دل اگر پرسی منم کز دل خبر دارم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲عشق او در میان جان دارم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۳هر چه خواهی بجو که آن داریم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.