پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۱

عشق آمد که بلا آوردم

این بلا بهر شما آوردم

دردمندی گه دوا می جوید

دُرد درد است دوا آوردم

عشق گوید که منم محرم راز

خبر سر خدا آوردم

عشق شاهست و منم بندهٔ او

خدمتش نیک به جا آوردم

عمر جاوید به من او بخشید

ورنه من خود ز کجا آوردم

سر خود در هوس دار بقا

بر سر دار فنا آوردم

نعمت الله به همه بخشیدم

بینوا را به نوا آوردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۳عشق او هر ساعتی بنوازدم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۴آتش عشق تو جان می سوزدم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۵بیا و همدم ما شو به عشق او یک دم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷خوش حیاتی که پیش او میرم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸هر کجا حسن خوشی می نگرم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹در همه آینه یکی نگرم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰جام گیتی نماست در نظرم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.