پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲۴

شیخ ما بود در حرم محرم

قطب وقت و یگانهٔ عالم

از دمش زنده می شدی مرده

نفسش همچو عیسی مریم

به صفات قدیم حق موصوف

هفت دریا به نزد او شبنم

شرح اسما به ذوق خوش خوانده

عارف اسم اعظم آن اعظم

بود سلطان اولیای زمان

بود روح القدس ورا همدم

سینه اش بود مخزن اسرار

در دلش بود گنج حق مدغم

نعمت الله مرید حضرت اوست

شیخ عبدالله است او فافهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲۶مقصود توئی ز جمله عالم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲۷همدمی گر طلب کنی یک دم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۸تا بود عشق تو بود من عاشق تو بودم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲۹در مجمر عشق سوخت عودم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۳۰سالها شد که به جان طالب جانان خودم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳۱مدتی شد که به جان در پی جانان خودم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۳۲تا جمالش دیده ام حیران شدم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۳۳عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.