پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲۵

منصب مستان ما ترک وجود و عدم

نسبت رندان ما بذل حدوث و قدم

حاصل بحر محیط جرعه ای از جام ماست

خود که برد پیش ما نام می و جام جم

پیر خرابات عشق یار عزیز من است

شیخ مبارک نفس پیر خجسته قدم

خاطر من هر نفس نقش خیالی کشد

بی مددی یا مداد یا ورقی یا قلم

سلطنت عاشقان تخت ولایت گرفت

عقل گزیده کنار عشق کشیده قلم

جام می آمیختند خون دوئی ریختند

دور خوش انگیختند هر دو یگانه به هم

ساقی کوثر اگر جام شرابت دهد

شادی سید بنوش غم مخور از هیچ غم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲۷همدمی گر طلب کنی یک دم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲۸تا بود عشق تو بود من عاشق تو بودم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۹در مجمر عشق سوخت عودم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۳۰سالها شد که به جان طالب جانان خودم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۳۱مدتی شد که به جان در پی جانان خودم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳۲تا جمالش دیده ام حیران شدم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۳۳عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۳۴نقش خیال رویش دیشب به خواب دیدم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.